به نام خداوند جان و خرد
به مناسبت 30 اردیبهشت؛ روز ملی ایرانشناسی؛ بزرگداشت هویت و تمدن کهن ایران
سی اردیبهشتماه در تقویم رسمی کشورمان، به عنوان «روز ملی ایرانشناسی» نامگذاری شده است. این روز، فرصتی مغتنم است تا در ژرفای تاریخ، فرهنگ، تمدن و هویت این سرزمین پهناور و کهن تأمل کنیم. ایرانشناسی، صرفاً مرور گذشته نیست، بلکه پلی است میان اصالتهای دیروز و چشماندازهای فردا. این روز، دعوتی است برای بازشناسی «خودِ» جمعی و معرفی گنجینههای بیپایان این مرز و بوم به جهانیان.
باید توجه داشت که دانش ایرانشناسی، فراتر از یک رشته آکادمیک محدود، دریچهای است به سوی شناخت عمیق یکی از کهنترین و تأثیرگذارترین تمدنهای جهان. این دانش، نه تنها به بازشناسی هویت ملی کمک میکند، بلکه ابزاری قدرتمند برای دیپلماسی فرهنگی، گفتگوی تمدنها و صلح پایدار میان ملتها محسوب میشود. در دنیای امروز که هویتها با روایتهای تحریفشده و تصاویر ساختگی به چالش کشیده میشوند، اهمیت ایرانشناسی بیش از هر زمان دیگری آشکار میگردد. ایرانشناسی به عنوان یک حوزه میانرشتهای، به مطالعه و تحقیق در زمینه تمدن، تاریخ، ادبیات، هنر و فرهنگ اقوام ایرانی میپردازد. این دانش فراتر از «فارسیشناسی» صِرف است و طیف گستردهای از اقوام ایرانی اعم از فارسها، کردها، لرها، تاجیکها، پشتونها، بلوچها و دیگر مردمان ایرانیتبار را در بر میگیرد.
از دیدگاه مفهومی، رویکردهای مختلفی به ایرانشناسی وجود دارد: رویکرد خاورشناسانه (که ریشه در نگاه غرب به شرق دارد)، رویکرد فرهنگی (با تأکید بر اهمیت میراث فرهنگی) و رویکرد علمی و دانشبنیان (که به دنبال تحلیل نظاممند و نظریهپردازی است). آنچه ایرانشناسی را از نگاه ایرانی متمایز میکند، ریشه گرفتن آن از "خودشناسی" و "ماهیتشناسی" است؛ تلاشی برای ارائه تعریفی اصیل و درونی از هویت ایرانی، در مقابل روایتهای سطحی و گاه تحقیرآمیز خاورشناسان.
جهان ایرانی، به تعبیری «رنگینکمانی از معنا، معنویت، مهربانی و ارزشهای اخلاقی» است که از دیرباز به عنوان نیرویی تمدنساز در جهان شناخته شده است. این ویژگیها ایران را به یکی از کانونهای تمدن بشری و چهارراهی برای تعاملات و تبادلات فرهنگی بینالمللی تبدیل کرده است.
ایران شناسی می تواند نقش برجسته ای در چشمانداز متنوع فرهنگی و زبانی ایران عمل کند و حلقه مشترکی باشد که جوامع گوناگون را به هم پیوند دهد و وحدت و انسجام ملی را تضمین نماید. ترجمه آثار فاخر ادبی فارسی به زبان های دیگر می تواند به عنوان «پل راهبردی» برای تقویت دوستی ملت ها و حمایت از صلح جهانی نقشی چشمگیر ایفا کند. در واقع ایرانشناسی نباید محدود به کتابخانهها بماند، بلکه باید به ابزاری برای تفاهم میان ملتها تبدیل شود.
گنجینههای بیهمتای فرهنگ و ادب ایرانی، به ویژه شاهکارهای شاعران و عارفانی چون مولانا، حافظ، سعدی، فردوسی، خیام و عطار، همچنان تحسینبرانگیز جهانیان است و زبانی مشترک را شکل میدهد که ریشه در ارزشهای فطری انسانی دارد. همانطور که یک ایرانشناس ارمنی میگوید: «میراث فرهنگی ایران گنجینهای منحصربهفرد برای منطقه و جهان است».
دانش ایرانشناسی، علاوه بر جنبههای نظری، کاربردهای عملی مهمی نیز دارد که به تازگی مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. این دانش رویکردی نوین است که بر سه بعد گذشته، حال و آینده تأکید دارد و به دنبال ارائه تفسیری منحصربهفرد از ایران است، بهگونهای که بتواند به مسائل عینی و عملیاتی پاسخ دهد. یک ایرانشناس، صرفاً یک محقق کتابخانهای نیست، بلکه مسئولیتی فراتر از دانستن زبان و فرهنگ بر عهده دارد.
بنابر آنچه گذشت، روز ملی ایرانشناسی در تقویم ما، فقط یک روز تعطیل یا یک عنوان تشریفاتی نیست. این روز، نماد آگاهی فرهنگی است. سی اردیبهشت را باید روزی دانست که در آن، هر ایرانی به نوعی «ایرانشناس» است؛ چه با خواندن یک غزل حافظ، چه با بازدید از یک موزه، چه با یاد گرفتن زبان فارسی و چه با معرفی آداب و رسوم اصیل این سرزمین برای دیگران. بزرگداشت این روز، یعنی پذیرش این حقیقت که شناخت ایران، رسالتی همگانی و بیپایان است؛ رسالتی که آینده این کهن سرزمین را به گذشتههای افتخارآمیز آن گره میزند.
پاینده باد ایران و فرهنگ جاودانش
محمود جعفری دهقی
انجمن علمی ایران شناسی ایران