انجمن ایران‌شناسی

انجمن ایران‌شناسی

۱۳ مطلب با موضوع «اطلاعیه ها» ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۹۹ ، ۲۰:۳۵
علی رضاپور

حافظ بی‌تردید؛ نامورترین و محبوبترین شاعر در گستره فرهنگی ایران و همسایگان و متأثرانِ این فرهنگ غنی و کهن است. هر خانواده‌ای دست‌کم یک نسخه از دیوان اشعارش دارد و دیوان حافظ؛ نه تنها در کتابخانه‌ها و محافل ادبی، که بر سر سفره‌های هفت‌سین نوروز، شب چله، عقد ازدواج و دیگر سنتهای فرهنگی ایرانی هم جایگاه ویژه و منحصر دارد.

اشعار حافظ زبان حال همه است؛ عارف و عامی، فقیر و غنی، مؤمن و ملحد، پارسا و خوشباش؛ از هر فرقه و مسلکی و هر ایل و تباری و حتی گویندگان هر زبانی! به شیوه‌ای شگفت‌انگیز؛ زمان و مکان و شخص و جنس ندارد و نمی‌پذیرد. همیشه و همه جا گویی تازه سروده‌ شده و دردهای همین امروزِ من و تو و ما را می‌گوید.

حافظ تا چهل‌سالگی، قرآن کریم را از بر نمود، از چشمه همه علوم زمان چشید، از احوال بزرگان پیشین آموخت و نوشته‌ها و اشعار مهم ایشان را خواند و فراگرفت. از شاعران گذشته و معاصرش؛ به‌ویژه خیام، سعدی، خواجوی کرمانی، سلمان ساوجی، کمال خجندی، عبید زاکانی و فخرالدین عراقی بسیار فراگرفت و اثر پذیرفت تا به سبکی جادویی و بی‌نظیر در تاریخ شعر پارسی دست یافت.

حافظ در عصر بسیار تیره‌ای از تاریخ پرفرازونشیب ایران زیست. عصری که در آن، ایران تکه‌تکه و زبان پارسی تنها نشانه و ستون یگانه تمدن گسترده ایرانی بود. حکیم فردوسی بزرگ ایران را با زبان پارسی زنده کرده‌بود و حافظ با غزلهای ناب پارسی؛ جاودانه‌اش ساخت. حافظ آیینهٔ تمام‌نمای ناخودآگاهِ تباریِ ایرانیان است.

غزل حافظ ساختار ویژه‌ای دارد؛ نظم پریشان است. هر بیت آن دیوانی معرفت است که در کنار دیگر ابیات، همچون دانه‌ای از تسبیح؛ به یک رشته درآمده تا کلمه واحده عشق را بسازد. درست مانند قرآن کریم که آیات شریفش هر یک موضوعی دارد، اما همه در کل؛ حول محور کلمه واحده «الله» می‌گردند. و درست مانند جامعهٔ ایرانی که ژرف‌ساختی مرکزی و روساختی گسسته دارد.

برای دریافت زیبایی، شیوایی و ژرفنای معنوی و مفهومی شعر؛ باید آن را در زبانی خواند که سروده شده‌. بهترین ترجمه نیز قدری از ارزش شعر در هر دو وجه زبانی و معنایی می‌کاهد. اما حتی ترجمه اشعار حافظ هم بر یوهان ولفگانگ فون گوته؛ ادیب، شاعر فیلسوف و سیاستمدار بزرگ و نامدار آلمانی چنان اثر گذاشته که بهترین اشعار خود را در گفتگوهای خیالی با حضرت لسان‌الغیب می‌سراید. و گوته؛ این پایه سترگ فرهنگ آلمان به حق و درستی گفته‌است: «حافظ بزرگترین شاعر تاریخ بشر است

 

محمدعلی عزت‌زاده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۸ ، ۲۰:۱۲
علی رضاپور

انجمن ایران‌شناسی برگزار می‌کند:

کارگاه‌آموزشی‌جامه‌های‌ایرانی(۲(

«پیشینه و فلسفه ‌جامه ‌ایرانی»

 

سرفصلها:

 

💠 تاریخ پوشاک ایرانی

از دوران باستان تا دوره معاصر

 

💠 باستان‌شناسی، مردم‌شناسی

و جامعه‌شناسی هنر پوشاک ایرانی

 

💠 فلسفه، مفهوم و آفرینش

رنگ، بافت، ریخت و ساخت

جامه‌های ایرانی در درازنای تاریخ

 

💠 سیر تحول پوشاک

در سراسر ایران بزرگ فرهنگی

 

💠 جامه‌های کاربردی

برای طبقات و پیشه‌های گوناگون

 

💠 جامه اقوام ایرانی

و پوشاک در فرهنگ عامه

 

 

 

🏢 دانشگاه تهران

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

🗓 یکشنبه ۲۰ امرداد ۱۳۹۸

🕰 ساعت ۱۰ تا ۱۲:۳۰

 

این کارگاه برای عموم مخاطبان طرح‌ریزی شده؛ اما برای پژوهشگران ایران‌شناسی و تاریخ، هنرپژوهان و طراحان پارچه و پوشاک ایرانی، کاربرد تخصصی دارد.

 

ثبت نام قبلی برای نگهداری جا و حضور در کارگاه الزامی است.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۸ ، ۲۱:۳۸
علی رضاپور

انجمن ایران‌شناسی با همکاری گروه تخصصی زبان‌شناسی و زبانهای باستانی شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی و دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار می‌کند:


نشست تخصصی

نقد و بررسی کتاب


فرهنگ بلوچی - فارسی

(اثر برگزیده کتاب سال ۱۳۹۷ ایران)

نوشته دکتر عبدالغفور جهاندیده

انتشارات معین



با حضور

دکتر علی‌اشرف صادقی

دکتر پیرمحمد ملازهی

دکتر موسی محمودزهی

دکتر محمود جعفری دهقی

و

مدیر انتشارات معین:

آقای صالح رامسری



دانشگاه تهران

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

دوشنبه ۱۴ امرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۷


بانو پریسا سیمین‌مهر 

دانش‌آموخته تاریخ ایران باستان و ادبیات فارسی که از سال ۱۳۸۰ تا کنون به پژوهش و روایت حماسه ملی و داستانهایی از تاریخ ایران، به‌ویژه داستانهای شاهنامه پرداخته و ۵۰ مجلس از داستانهای شاهنامه در شهرهای سراسر ایران و اجراهایی در حوزه ادبیات تطبیقیِ متون حماسی در کشورهای تاجیکستان، ازبکستان، چین، ایتالیا، آلمان، صربستان، لهستان و... در کارنامه روایی خود دارد.


اجرای بانو سیمین‌مهر


در نشست معرفی کتاب

«فرهنگ بلوچی - فارسی»:

نقل حماسه «هَمَّلِ جیَند»

قهرمان ملی ایران از خطه بلوچستان

پهلو به پهلوی برخی پهلوانان شاهنامه


🗓 دوشنبه ۱۴ امرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۷

 دانشگاه تهران

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

تالار کمال


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۸ ، ۰۱:۰۱
علی رضاپور

بنا به گزارش خبرگزاری های اینا و ایرنا و انجمن ایران شناسی

نشست ایران از نگاه سفرنامه‌های فرانسوی قرن نوزدهم روز یکشنبه 30 تیرماه با حضور محمود جعفری دهقی، ایلمیرا دادور و بهمن نامور مطلق در سرای اهل قلم برگزار شد. در آغاز این نشست دکتر محمود جعفری دهقی استاد دانشگاه تهران و رییس انجمن ایران شناسی ضمن خیر مقدم به حاضران در یارۀ ایران از نگاه سفرنامه های فرانسوی گفت:

سفرنامه ها یکی از مهمترین اسناد مربوط به شناخت ایران و تاریخ اجتماعی و سیاسی آن است. بویژه با توجه به نبود تاریخ اجتماعی قابل اعتمادی در مجموعه تواریخ ایرانی، مورخ می تواند با استمداد از شم تاریخی خود و با توجه به شرایط سیاسی و فرهنگی نویسندگان سفرنامه ها، تاریخ تحولات اجتماعی و سیاسی ایران را بررسی و تدوین نماید. بدیهی است که در بررسی نگاه سفرنامه نویسان به ایران و ایرانیان باید به دقت از درون به این گزارش ها نگریست و    با توجه به نگاهی که غالب شرق شناسان از بالا به شرق داشته اند، ضروری به نظر می رسد که آراء و برداشت های سفرنامه ها از ایران را با اسناد و داده های تاریخی و ایرانی مقایسه و بررسی کرد.

 

مجمود جعفری دهقی

جعفری دهقی گفت: ایران در نگاه سیاحان و سفرنامه نویسان فرانسوی در آغاز برگرفته از شکوه و عظمت عهد باستان و حکمت ایرانشهری بود. دورانی که علی رغم برخی گزارش های مغرضانه مورخین باستان هم در اندیشۀ نوافلاطونیان و هم در متون مقدس ادیان یهود و مسیحی به عنوان دورانی متعالی منعکس شده بود. در اوایل دوران اسلامی و زمانی که به اصطلاح عصر طلایی ایران اسلامی خوانده می شود یعنی دورانی که بیرونی ها، فارابی ها و بوعلی سینا ها آن را برجسته کرده بودند، ایران اسلامی در چشم مغرب زمین و از جمله سفرنامه نویسان فرانسوی همچنان سرزمینی شگفت انگیز، گرانقدر و مقدس به شمار می رفت. اما به مرور و با گسترش و ترویج آیین مسیح توسط مبلغان دینی و مخالت آنها با آیین اسلام، ایران اسلامی نیز بمرور مورد نفرت و خشم آنان قرار گرفت و این احساس با آغاز جنگ های صلیبی به اوج رسید. بنابراین، تفکر قرون وسطایی نسبت به ایران و ایرانیان تفکری مخدوش و مغرضانه بوده است.

از حدود قرن هفدهم نگرش تازه ای از سوی سفرنامه نویسان نسبت به ایران ایجاد شد.  این نگاه با توجه به اندیشه های فلاسفه عصر روشنگری در سده های هجدهم روشن تر و مثبت تر شد. توجه به زبان فارسی و یادگیری آن و نیز فرهنگ و ادب فارسی حاصل همین دوران است. توجه به زبانهای ایرانی و نتایج متعاقب آن یعنی خانواده زبانهای هند و اروپایی و هند و ایرانی و زبانهای ایرانی و نیز توجه به ادیان و سنت ها و فرهنگ ایرانی دوباره تجدید می شود و کسانی نظیر تاورنیه و شاردن آن را تحسین می کنند. از سوی دیگر ترجمه هزار و یکشب در آغاز قرن هجدهم توسط گالان و تالیف نامه های ایرانی منتسکیو به جذابیت ایران و ایرانیان در نگاه سفرنامه نویسان فرانسوی می افزاید. از همین زمان شعر و ادبیات فارسی به جهان غرب معرفی می شود و موجب تحسین و حیرت آنان می گردد.

اما سفرنامه نویسان فرانسوی قرن نوزدهم با انگیزه های متفاوتی به دیدار خود ایران پرداخته اند. برخی بخاطر بهره برداری های سیاسی، اقتصادی و پاره ای به منظور بهره برداری علمی و ارضای حس کنجکاوی، و گروهی به جهت کسب اطلاعات و جاسوسی بوده است.

به نظر من آنجه در مجموع از سفرنامه های قرن نوزدهم می توان دریافت اینکه روند تحولات فرهنگی و اجتماعی در این دوره سرعت بیشتری به خود گرفته و ایرانیان به شدت در صدد دریافت دانش و فرهنگ معاصر بوده اند. ایجاد مدرسه دارالفنون و اعزام محصلین ایرانی به اروپا از نشانه های این رویکرد است.

رییس انجمن ایران شناسی افزود: یکی از نکاتی که در قضاوت دربارۀ سفرنامه نویسان نقش عمده دارد توجه به زمان و مکان است. بدیهی است دیدگاه سفرنامه نویسان درعصر صفوی که ایرانیان را در شرایط و اوضاع سیاسی و اقتصادی مناسبی دیده اند با عصر قاجار متفاوت است. بنابراین، اینکه سفرنامه نویس در کدام منطقه ایران و در چه زمان و شرایطی به سر می برد در قضاوت او نقش حائز اهمیتی دارد. بطورکلی در قرن نوزدهم با توجه به انحطاط اقتصادی ایران نگاه سفرنامه های فرانسوی در پاره ای نکات مثبت و در مواردی منفی بوده است. به طور کلی می توان گفت گوبینو نسبت به ایرانیان نظر مثبت دارد در حالی که دیولافوا و دمرگان برداشتی از بالا داشته اند. افزون بر این، نگاه سفرنامه نویسان فرانسوی قرن نوزدهم نسبت به زن ایرانی گاه مثبت و گاه منفی است. گاه نیز به نظر می رسد که به درک واقعی زن ایرانی توفیق نیافته اند. به طور کلی از نگاه این سفرنامه ها جنبه های مثبت خلقیات ایرانی عبارت از: مهمان نوازی، جوانمردی، دارای گذشته ای تابناک، هوشمندی، آداب دانی و رفتار دید و بازدید و مدارا و آزاد اندیشی دینی. در حالی که چنبه های منفی خلقیات ایرانی عبارت از: چاپلوسی، دو رویی، دروغ گویی، خرافات ـ خیال-بافی و خود بزرگ بینی، ستم کشی از زورمندان و ستم بر فرودستان، تنبلی و بی پشتکاری، منش و رفتار متناقض و پیچیده.

بهمن نامورمطلق، در نشست ایران از نگاه سفرنامه‌های فرانسوی قرن نوزدهم با دسته‌بندی مطالعاتی سفرنامه‌ها، گفت: سفرنامه در چند حوزه ادبی بررسی می‌شود؛ به ویژه ادبیات تطبیقی که از اولین عناصر آن تاثیر و تأثر میان دو متن است؛ اما اینجا یک متن داریم و باید خود را با تصویر دیگری مطابقت دهیم. در سفرنامه خود و دیگری در یک متن دیده می‌شود، سفرنامه‌ها از این جهت مهم هستند.

استاد دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به اهمیت سفرنامه‌ها گفت: برای مطالعه آن‌ها باید خود را با تصویر دیگری مطابقت دهیم؛ در سفرنامه خود و دیگری در یک متن دیده می‌شوند و از این جهت مهم هستند. در وضعیت قرن نوزدهم وجود نگاه از بالا به پایین اروپایی‌ها کاملا طبیعی است.

وی افزود: سفر می‌رویم که اول خود را بشناسیم و بعد دیگری را میخائیل باختین/ Mikhail Mikhailovich (فیلسوف و منتقد ادبی روس قرن نوزدهم) و ژاک لاکان (روانشناس و روان تحلیلگر معاصر فرانسوی) در این باره مفصل نوشته‌اند. سفر به شناخت خود منجر می‌شود و کنش؛ یعنی تعامل با دیگری.

این استاد ادبیات تطبیقی نگاه اروپایی‌ها به شرق و ایران را اینگونه برشمرد: اروپاییان نگاه اگزوتیک (زیبایی شناختی) به شرق دارند، این نظریه به دنبال شناخت دیگری است اما اروپا حتی در این شناخت هم نگاهی از بالا به دیگران دارد. اروپاییان دیگری را بربر می‌دانستند و بحث‌های فرادستی و فرودستی در همه آثارشان دیده می‌شود. نگاه استعماری نیز نگاه دیگری بوده که از قرن شانزدهم تا نوزدهم وجود داشته است. نگاه اشراقی هم دیدگاهی بوده که وجود داشته، فیلسوفان و نظریه پردازانی بوده‌اند که به دنبال پیدا کردن راه‌حل مشکلات غرب در شرق به دنبال آن بودند. هانری کربن به فرهنگ ایران توجه کرد، الیاده و یونگ به هند رفتند و ادوارد سعید در شرق‌شناسی به ادبیات تطبیقی توجه داشته است.

وی افزود: قرن نوزدهم قرن تاریکی فرهنگ ایران است. ایران در شرایط بسیار بدی قرار دارد و در مقابل غرب رشد کرده است. قرن نوزدهم برای اروپا قرن فلسفه، معرفت و علم است و با یک اروپای پیش رفته و جاافتاده روبه‌روییم. از سوی دیگر ایران ویران است و شاهان ما اسیر شکار و حرمسرا هستند، اروپایی‌ها می‌گفتند شتر و شپش و شاهزاده در ایران زیاد است و این وضعیت ایران در نگاه جهان بود. در برابر اروپاییان که برای پیشرفت کشورشان تلاش می‌کردند، مردم ایران از خشکسالی، چپاول، غارت، دزدی، ناامنی و بیسوادی در حقارت و گرسنگی دست و پا می‌زدند، به همین دلیل اروپایی‌ها می‌گفتند ایرانی‌ها لیاقت آثار خود را نیز ندارند.

نامور مطلق ادامه داد: اگر شعله ای از دانش باقی مانده بود در حوزه ها بود که آن هم به مذهب پیوند داشت و مردم به نیت قرآن خواندن علوم حوزه را یاد می گرفتند. در دربارها هم اندکی دانش باقی مانده بود که محصول آن ملاصدراست. در این وضعیت نابرابر و نامتعادل میان ما و غرب